الملا فتح الله الكاشاني
189
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
روزى بنزديك هفت سنگ عظيم آمد و چنان كه عادت زور آزمايان باشد هر يك از آن سنگها را بر گرفت و بر بالاى سر خود برد و بينداخت و گفت اشهد يا حجر أني اشهد ان لا إله الا اللَّه چون شب در آمد و در خواب رفت در واقعه ديد كه قيامت قائم شده و خلقان را در صعيد سياست بداشتهاند و حساب ايشان ميكنند و نامهء او بدست راستش دادند و حساب كردند سيئاتش بر حسناتش افزون بود پس او را به راه دوزخ بردند چون بدر دوزخ رسيد كوهى عظيم بيامد و حايل شد بدر ديگرش بردند كوهى ديگر بيامد و مانع گشت بر همين قياس او را بهر در دوزخ در آوردند كوهى پيدا مىشد و مانع ميگشت خزنه دوزخ به آن كوه ها گفتند چرا منع ميكنيد و نميگذاريد تا اين بندهء گنه كار بجزا و سزاى خود رسد در جواب گفتند اين جوان ما را گواه گرفته بر آنكه خداى عالم يكى است ما چگونه بگذاريم كه او را بدوزخ برند هر گاه مردى كه سنگ را گواه گيرد و آن سنگ نگذارد كه وى را بدوزخ برند كسى كه هفتاد سال خدا را گواه خود گرفته باشد در توحيد چگونه بگذارد كه بدوزخ رود مروى است چون حضرت رسالت ( ص ) دعوى نبوت كرد كفار وى را گفتند گواه تو كيست آن حضرت فرمود بار خدايا اين قوم از من گواه ميخواهند حق سبحانه فرمود قُلْ كَفى بِاللَّه شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَه عِلْمُ الْكِتابِ يعنى تو را كافيست دو گواه عدل كه حقتعالى است و آن كس كه نزد اوست علم كتب آسمانى يعنى على بن ابى طالب ( ع ) گفتند كفار ما خدا را نمىشناسيم و گواه پسر عمت نپذيريم چه او از تست فرمود كه هر چه انگشت به او نهيد او گواهست بر آنكه خداى عالم يكيست و من رسول اويم راوى خبر گويد اعرابى پيش آمد و با حضرت گفت من يشهد لك هذا كه گواهى دهد براى تو آنچه دعوت ميكنى رسول ( ص ) نگاه كرد درختى عظيم بر كنار بيابان خشك شده فرمود اين درخت شاهد من است اعرابى متعجب شد رسول او را گفت برو بنزد آن درخت و او را پيش من خوان و بگو رسول خدا ( ص ) ترا ميخواهد اعرابى برفت و گفت ايتها الشجرة اجيبى رسول اللَّه ص اى درخت اجابت كن رسول خدا ( ص ) را آن درخت بر خود پيچيد و عروق خود را از زمين بركند و زمين بشكافت و ميآمد تا پيش رسول ( ص ) آمد و بايستاد رسول ( ص ) فرمود ايتها الشجرة بم تشهد اى درخت بچه گواهى ميدهى درخت بسخن آمد و گفت اشهد ان لا إله الا اللَّه و انك رسول اللَّه اعرابى چون اين معجزهء باهره را مشاهده كرد گفت هر گاه درختى با وجود عدم عقل گواهى بوحدانيت خدا و رسالت تو دهد من سزاوارتر باشم به اين پس گفت ( اشهد ان لا إله الا اللَّه و انك رسول اللَّه ) پيغمبر ( ص ) به اين شهادت وى را ببهشت بشارت داد فرمود حقتعالى جميع گناهان تو را بيامرزيد و بهشت بر تو واجب گردانيد و اين آيه دليلست بر فضل اصول دين و شرف اهل آن و از سعيد بن جبير مرويست كه سيصد و شصت بت در حوالى كعبه بودند چون اين آيه نازل شد همه به روى زمين افتادند و قوله * ( إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّه الإِسْلامُ ) * جملهء مستأنفه است براى تأكيد جملهء اولى يعنى بدرستى كه دين پسنديده نزد خدا اسلام است نه ملت يهوديه و نصرانيه